صفحه‌ی اول » تیتر یک » انتخابات در ایران: شایسته‌سالاری و ثبات در مدیریت

انتخابات در ایران: شایسته‌سالاری و ثبات در مدیریت

دکتر غلامرضا عباسیان*: نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مدعی و بحق مفتخر به یرگزاری بطور متوسط هر سال یک انتخابات مردمی در طول حیات سیاسی و مدیریتی خود بوده است که نفس مشارکت مردم در مدیریت سیاسی و اجتماعی امور خود از طریق شرکت در انتخاب رده های مختلف مدیریتی جامعه فی النفسه بسی ارزشمند و نمادی از مردمسالاری محسوب می شود، لیکن تبعات جانبی این نوع مشارکتها علی الخصوص تناوب دو ساله انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی در حیطه های شایسته سالاری و ثبات در مدیریت بویژه در شهرستانها مستلزم مداقه و تامل بیشتری است. لازمه پرداختن به این دو مقوله لاینفک، تبیین مختصر ابعاد هر کدام می باشد:

الف) شایسته سالاری

شایسته‌سالاری (meritocracy) به شیوه‌ای از حکومت یا مدیریت گفته می‌شود که در آن دست‌اندرکاران بر پایه توانایی و شایستگی‌شان برگزیده شوند و نه بر پاره قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی.

در جوامع شایسته سالار، نگرش‌های خویشاوندسالاری، قبیله گرایی، حزب سالاری و غیره مطرود است. نظام شایسته سالار، نظامی است که در آن افراد مناسب در مکان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی به عمل می آید. فلذا در نظام حکومتی شایسته سالار دست اندرکاران حکومت بر پایه توانایی و شایستگی شان بر اساس تخصص ، مدرک دانشگاهی ، گذراندن دوره های مدیریتی و تحصیل تجربه کاری و نه بر پایه قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی ، جانبداری سیاسی و انتخاباتی وفامیلی برگزیده می شوند.

اتفاقا، مفهوم شایسته سالاری در آموزه های دینی و اعتقادی ما مسلمانان مبانی متقنی دارد. مبانی انقیاد به شایسته سالاری را هم در کلام قران و هم در گفتار و کردار پیشوایان دینی می توان جستجو کرد.

ب) شایسته‌سالاری در قرآن :

خداوند در سوره انبیاء آیه ۱۰۵ حکومت و سروری بر زمین را برای بندگان صالح و شایسته می‌داند: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون»، حقیقتاً زمین به‌ دست بندگان صالح خواهد افتاد. رعایت اهلیت در انتخاب افراد و واگذاری کارها، از مهم‌ترین مسائل در مدیریت است؛ یعنی کسی که قرار است مسئولیت کاری را عهده‌دار شود، باید شایستگی های لازم را برای آن مسئولیت دارا باشد و به اصطلاح اهلیت آن کار را داشته باشد. سنت الهی چنین است که خداوند به هیچ‌کس جز براساس شایستگی و اهلیت‌های لازم مسئولیتی نمی‌دهد. خداوند در سوره بقره آیه ۱۲۴ می‌فرماید: «انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین؛ من تو را پیشوا و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از دودمان من نیز پیشوایانی قرار ده. فرمود‌: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد (تنها آندسته از فرزندان تو که شایسته باشند به پیشوایی خواهد رسید.»( محسن عباس‌نژاد، قرآن ـ مدیریت و علوم سیاسی، ص۳۱۹).

پ) شایسته‌سالاری از دیدگاه امام علی(ع) :

به عقیده امام علی(ع) مسئله توان، لیاقت و شایستگی افراد جزیی از بحث عدالت است و این اصل مهم‌ترین اصل اداره جوامع (سازمانها) است. آن حضرت معتقد بود هر پستی به تناسب، به توان، خلاقیت، شایستگی و تخصص خاصی نیاز دارد و جایز نیست افراد هر کدام در جای دیگری قرار بگیرند؛ در غیر این‌صورت، جامعه مسیر رشد، توسعه و کمال را نخواهد پیمود. در مقام تشبیه مدیریت و اداره جامعه به سنگ آسیاب و محور آن ، حضرت علی (ع) معتقدند که همچنان که سنگ آسیاب فقط حول محور خود به گردش در‌می‌آید و در صورت بزرگتر بودن سنگ یا کج‌بودن محور، سنگ نمی‌چرخد و در صورت ضعیف بودن می‌شکند، .مدیران جامعه و نخبگان سیاسی نیز محورهای جامعه هستند که باید هر کدام برای آن کار مناسب، و از توان‌، خلاقیت و شایستگی لازم برخوردار باشند.

امام علی(ع) در خطبه معروف شقشقیه ضمن بیان لیاقت و شایستگی خود برای حکومت‌، لزوم توجه به این معیار را یادآور شده‌اند: “هان به خدا سوگند جامه خلافت را در پوشید و می‌دانست خلافت جز مرا نشاید، که آسیاب سنگ، تنها گرد استوانه به گردش درآید. کوه بلند را مانم که سیلاب از ستیغ من ریزان است و مرغ از پریدن به قلعه گریزان”) نهج البلاغه، خطبه۳ ص ۴۵). خطاب به مالک اشتر استاندار خود در مصر می‌نویسند:
“پس در کار عاملان خود بیندیش و پس از آزمودن‌، به کارشان بگمار و عاملانی را جستوجو کن که دلبستگی بیشتر اخلاق آنان گرامی‌تر است و آبرویشان محفوظ‌تر و طمع‌شان کمتر و عاقبت‌نگری آنها فزونتر. پس دربار‌ه کاتبان خود بنگر و بهترین‌شان را بر سر کار بیاور و افرادی را برگزین که کارها بر او دشوار نباشد، در خطا پایدار نباشد. آن کس که ستایش فراوان وی را به خود‌بینی نکشاند و خوش‌آمدگویی او را برنینگیزاند و اینان کمند”.)نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۵۶۸).امام علی (ع) ایشان در نهج البلاغه علل سقوط دولت ها را درچهارچیز ازجمله ضایع کردن مسائل اساسی و خود مشغول کردن به فروعات ، حاکم کردن ارازل وفرومایگان وکنارزدن افاضل وشایستگان در عرصه مدیریت ذکر کرده اند.

مقوله مرتبط با این بحث موضوع مدیریت و ثبات آن در جامعه ما بویژه متعاقب برگزاری انتخاباتهای مختلف اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و حتی شوراهای اسلامی است. انتخابات ریاست جمهوری پیامدهای مدیریتی خاص خود را در رده های بالای نظام سیاسی کشور بدنبال دارد که البته پس لرزه های آن به تدریج کل کشور را به نوعی اعم از مثبت و منفی در بر می گیرید. در این اثنا که چند صباحی از انتخاب ریاست جمهور هنوز نگذشته، موضوع انتخابات مجلس شورای اسلامی مطرح و بنا با اقتضائات خاص اجتماعی و سیاسی خودش، آثار و تبعات هم برگزاری آن و هم علی الخصوص دوره بعد از انتخاب نمایندگان مجلس بویژه در شهرستانها بمراتب گسترده و گاها از نظر اجرای موفق برنامه های توسعه ای نظام به خاطر غفلت از شایسته سالاریها و کوتاه کردن عمر مدیریت سازمانها و نهادها تامل بر انگیز می نماید و این در حالیست که فرهنگ و رفتار سیاسی ما ظاهرا چندان با مفهوم علمی “علم مدیریت ” و ضرورت “ثبات” آن که به شرح زیر مورد اشاره قرار می گیرد، چندان مانوس نمی باشد.

ثبات در مدیریت

مدیریت به عنوان فرایندی منظم تعریف می شود که در تحقق اهداف معین از طریق ایجاد روابط میان منابع موجود مادی و انسانی در برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و کنترل ایفای نقش می کند. از میان جهار عامل بنیادین فعالیت هر سازمان یا نهاد اجتماعی، اقتصادی و یا سیاسی، نیروی کار، سرمایه ، مواد اولیه و مدیریت، این عامل آخر یعنی “مدیریت” است که حایز اهمیتتر جلوه می نماید چرا که برآیند عملکرد و هم افزایی کارکرد سه عامل اول در گرو عامل مدیریت نهفته است.

در این راستا گفته می شود که: ” دردنیای رقابتی امروز فشار زیادی برای دستیابی سریع به نتایج مطلوب و به تبع آن تصمیم گیری های سریع وجود دارد… بی ثباتی در مدیریت می تواند علی رغم برخی نتایج کوتاه مدت ، در بلند مدت ضربه های جبران ناپذیری بر موفقیت سازمان در دستیابی به اهداف آن وارد نماید”( بدیهی، جوان پرس، ۲۲ آذر ۱۳۹۴)
.
اهمیت شایسته سالاری و ثبات مدیریت در این عصر که دولتها ناگزیر برنامه محور شده اند و کشور مانیز اهداف توسعه ای خود را در قالب انواع برنامه های کوتاه، میان و بلند مدت دنبال می کند دو چندان شده است. این در حالیست که متاسفانه در پاره ای موارد در سالهای اخیر شاهد تغییرات بسیار زیادی در سطوح مختلف مدیریت سیستم سیاسی و اقتصادی کشور بوده ایم بطوریکه طبق نتیجه یک پژوهش در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، میانگین دوره مدیریت در ایران یک سال بوده است.

بی ثباتی در مدیریت منتج همبستگی منفی و معکوس با “شایسته سالاری” دارد چرا که تربیت یک مدیر مستلزم زمان، تجربه، اختیارات نسبی ، احساس آزادی عمل در حیطه اختیارات و…..است و قهرا با اتخاذ رویکرد تغییرات مدیریتی فرصتهای “مدیر پروری ” از جامعه سلب و ناگزیر شایسته سالاری مدفون خواهد شد.

بی ثباتی در مدیریت بویژه در شهرستانها و علی الخصو.ص در شهرستانهای کلیبر، خداآفرین و هوراند تحقیقا و غالبا متاثر و بلکه معلول نگرشهای سیاسی و جناحی، سهم خواهی افراد و جریانات متعاقب برگزاری انتخابات بویژه انتخابلت مجلس شورای اسلامی بوده است . گفته می شود که “تغییر دولتها و انتخاب نمایندگان مجلس، دگرگونیهای بسیاری درسطوح مختلف مدیریتی ایجاد می کند که هر چهار سال یکبار انتخابات مهم در شهر ها و سطح کشور وجود دارد که انتخاب نماینده مجلس شورای اسلامی و انتخاب اعضای شورای شهر دو مورد از چهار انتخاب است که دو رویداد مهمی که سرنوشت شهر و حتی کشور را به آنها می سپاریم” (همان).

بر اساس تجربه و تحقیق ، می توان ادعا کرد که در مواردی ماحصل انتخابات مجلس به عنوان رویدادی مهم در حد تغییرات مدیریتی در سطح یک شهرستان تنزل می یابد گو اینکه “یک نماینده صرفاً برای تغییر مدیریت انتخاب می شود و این مورد در سطح کلان و مدیران ارشد و عالی کشور در موضوع ریاست جمهور ایضاً تکرار میشود و این همان اشتباه راهبردی در مدیریت کشور و ایجاد انتظار بی جا در افکار عمومی است که ضربه مهلکی بر پیکره برنامه های توسعه کشور وارد می کند”(همان).

مسلما، بی ثباتی در نظام مدیریتی یک شهر و مالا یک کشور با روح توسعه و برنامه–محور بودن آن منافات پیدا می کند. در علم مدیریت برنامه ریزی به سه مقوله زمانی کوتاه مدت برای دو تا ۳ سال، میان مدت ۴ تا ۶ سال و بلند مدت از ۷ تا ۲۰ سال تقسیم می شود و مسلما مدیری که با آینده ای نامطمئن و بی ثبات از نظر مدیریتی بسر می برد، نه تنها تعلقات سازمانی وی متزلزل خواهد بود بلکه قادر به برنامه ریزی کوتاه مدت هم برای برای سازمانش و تحقق اهداف آن نخواهد بود. برنامه مستلزم زمان بوده در حالیکه ” در مقام اجرای برنامه های توسعه- محور تغییرات مدیریتی احیانا سلیقه ای داشته سبب می شود که توازن در ابعاد مختلف اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی مسیر خود را گم کند و شاهد رشد تورم و توسعه نا متوازن در بخش های مختلف کشور و حتی شهرستان ها باشیم.”

با الهام از تجربه های پیشین و متعاقب برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در کشور علی الخصوص در شهرستانهای کلیبر، خداآفرین و هوراند نابجا نخواهد بود که این دغدغه را در سر داشته باشیم که چه بسا عادت مالوف گذشتگان باز هم با انگیزه های مختلف در حال تکرار شدن است که در این صورت سرنوشت برنامه های توسعه ای مغفول و ناگزیر تحت الشعاع ماموریتها و اقدامات حاشیه ای قرار خواهد گرفت. مصداق این دغدغه ها گسترش شاعبه ها، شایعات و البته در مواردی نیز مصادیق تغییرات مدیریتی می باشد که حتی گاها حاکی از نوعی ناهماهنگی در سطح مدیریت ارشد شهرستان می باشد. (مصداق این ادعا: فرماندار خداآفرین می‌گوید: “انتصاب مدیر جدید جهاد کشاورزی خداآفرین فاقد وجاهت قانونی است!“. مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ ، سئحراما).

مزید یر این موارد آنجه در کوچه و بازار از افواه عامه مردم شنیده می شود و در شبکه های اجتماعی و وبگاهها و سایتهای خبری منتشر می شود، این حقیر را ناگزیر کرد تا یکبار دیگر خاطر شریف مسولین امر را گزیده ای از هشدار خودم در یادداشتی تحت عنوان “امروز شنبه؛ فردای انتخابات و مسؤولیت منتخب مردم” جلب کنم (سایت خبری سئحراما، ۹/۳/۹۵):” نباید بر عادت مالوف تسویه حسابهای جناحی (نظیر هر کس با ما نیست ، بر ماست) ، تغییرات و جابه‌جایی‌های اتوبوسی از تغییر آبدارچی مدرسه گرفته تا مدیران ادارات و سازمانها اندیشید. نمایندگی مقامی بس رفیع و جلیل است و تکلیف منتخب مردم عینیت بخشیدن به شعارهای انتخاباتی (نظیر: توسعه پایدار، شایسته سالاری و نخبه پروری، تحول صنعت کشاورزی و دامپروری، جذب سرمایه گذاری داخلی و بین المللی به منظقه آزاد ارس، احیای آموزش و پرورش نخبه پرور، محرومیت زدایی، مبترزه با باند بازی و مافیاگرایی، و ….. ) است. نباد غافل از روزی بود که سوء عملکرد به قیمت سلب اعتماد نظام و ملت تمام شود که خسارتی بزرگتر از این سراغ نتوان گرفت”.
بنابرین انتظار می رود که در تصمیم گیریها، انتخاب و تعیین مدیران و در حمایت یا عدم حمایت از در مصدر بودن فردی ملاحظات ملی، منافع و حقوق مردم، تحقق شعارها و اظهارات واقعا پسندیده ، آموزه های قرانی و شیوه حکومتی امام علی (ع) که حتی موضوع را با “اجرای عدالت” پیوند می دهند، و بسیاری از ملاحظات دیگرمطمع نظر باشد و شاخص رفتار و تصمیم گیری در خصوص مدیران و مجریان شایسته سالاری باشد که به نوعی ثبات مدیریت می تواند هم ملاک و هم مایه قوام آن می باشد.

*: عضو هیئت علمی دانشگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت − پنج =

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: