صفحه‌ی اول » اخبار منطقه‌ی قره‌داغ » اخبار کلیبر » دو روایت متفاوت از شب ششم و هفتم محرم در کلیبر

دو روایت متفاوت از شب ششم و هفتم محرم در کلیبر

ذات کلیبری‌ها بخشش را به انتقام و خون‌خواهی و برادرکشی ترجیح می‌دهد.

روایت اول

سئحراما | سرویس اجتماعی: طبق یک سنت دیرین، عزاداران حسینی مسجد ولیعصر (عج) کلیبر، همه ساله، شب ششم محرم، برای عرض تسلیت، سینه‌زنی و عزاداری به مسجد جامع این شهر می‌روند، فردای این روز، یعنی شب هفتم محرم نیز عزاداران حسینی مسجد جامع کلیبر به مسجد ولیعصر می‌روند…

به گزارش سئحراما، روایت‌های متعددی در باره‌ی این «رفت و برگشت» حسینی وجود دارد. اما دو روایت، قوی‌تر و به صحت نزدیک‌تر است.

بر اساس این گزارش، بخشی از مسن‌ترهای کلیبری می‌گویند؛ در گذشته‌یی نسبتاً دور، گروهی از مهاجرین که کلیبر را آبادی زیبا و پر برکتی یافته بودند، در محله‌ی «اوبا» یا به زبان محلی؛ «اوبا محله‌سی» سکونت می‌گزینند. آن‌ها برای احترام به ساکنان اصلی کلیبر و تقاضای پذیرش از سوی اهالی این شهر، طبق قرار قبلی و در شب ششم محرم با تشکیل دسته‌ی سینه‌زنی به مسجد جامع می‌آیند و عزاداری پر شوری انجام می‌دهند؛ شب هفتم نیز کلیبری‌ها، برای احترام متقابل و به رسم میهمان‌نوازی، دسته‌ی عزاداران حسینی خود را به میهمانی مهاجران گسیل می‌کنند تا پذیرش میهمانان شهر و حسن هم‌جواری خود را ابراز کنند.

این روایت، طرفداران خاص خود را دارد، اما گروهی از اهالی محله‌ی بالا (یا همان «اوبا محله‌سی») آن را مغایر با اصالت کلیبری خود تلقی کرده‌اند.

روایت دوم

برای تبیین سنت دیرین «رفت و برگشت» حسینی بین عزاداران مساجد ولیعصر و جامع کلیبر روایت دومی نیز وجود دارد که البته قوی‌تر است.

به گزارش سئحراما؛ بخشی دیگر از مسن‌ترهای کلیبری می‌گویند: در گذشته‌یی نسبتاً دور، بر اثر نزاع بین جوانان اهل دو محله‌ی مهم و اصیل کلیبر، «قتل»ی اتفاق می‌افتد و این واقعه‌ی تلخ، مناسبات اجتماعی شهر را به هم می‌ریزد.

بر اساس این گزارش؛ طرفداران این روایت می‌گویند: به دنبال تلخ‌کامی‌های ناشی از این اختلاف، پیران و عقلای شهر – که حرمت ویژه‌یی نزد شهروندان کلیبری داشته‌اند – تدبیر می‌کنند که از ظرفیت ماه محرم و نزدیکی قلوب ناشی از عزاداری‌های بی‌ریای حسینی برای رفع اختلافات و برقراری برادری‌های گذشته استفاده کنند.

به دنبال این تدبیر، شب ششم محرم، عزاداران حسینی محله‌ی بالا از با نوحه و روضه‌ی خاصی که اینک رو به فراموشی سپرده است، به مسجد جامع کلیبر می‌آیند و ریش‌سفیدان و عزاداران حسینی این محله از شهر کلیبر با روی گشاده به استقبال آنان می‌شتابند. برخی مخالفت‌ها هم البته صورت می‌گیرد که با پا درمیانی بزرگ‌ترها راه به جایی نمی‌برد.

شب هفتم محرم، دسته‌ی عزاداران حسینی از مسجد جامع کلیبر به سوی مسجد ولیعصر کنونی راه می‌افتد تا «خون‌خواهی» و «انتقام» از میان ساکنان دو محله‌ی اصیل و قدیمی کلیبر، رخت ببندد. آن‌ها نیز نوحه و رضه‌ی ویژه‌ی خود را عرضه می‌کنند تا بگویند که خون‌خواهی را فقط شایسته‌ی حسین (ع)، ابالفضل‌العباس (سلام‌اله‌علیه) و یاران کربلایی ایشان می‌دانند و بس؛ ذات کلیبری‌ها بخشش را به انتقام و خون‌خواهی و برادرکشی ترجیح می‌دهد.

استاد زنده‌نام «سام خان فرخی» از راویان این روایت است.

۲ دیدگاه‌ها

  1. آقای پورحسینقلی ممنون از شما.

  2. سلام من۲۹ ایل دی کلیبرده یاشاییرام. بیرینجی روایتی تکجه بوردا گورورم اما ایکینجی روایتی اوشاغلیق چاغیمدان دفعه لر جه ایشیتمیشم.چوخ دیرلی اولاردی تکجه ایکینجی روایت یازیلیردی…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده − 1 =

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: