صفحه‌ی اول » اخبار منطقه‌ی قره‌داغ » اخبار خداآفرین » فرماندار: انتصاب مدیر جهاد کشاورزی غیر قانونی است!

فرماندار: انتصاب مدیر جهاد کشاورزی غیر قانونی است!

فرماندار خداآفرین می‌گوید؛ انتصاب مدیر جدید جهاد کشاورزی خداآفرین فاقد وجاهت قانونی است!

سئحراما | سرویس اجتماعی: به دنبال انتشار خبر معارفه‌ی مدیر جدید جهاد کشاورزی خداآفرین، فرماندار این شهرستان در تماس با سئحراما، این انتصاب را فاقد وجاهت قانونی دانست.

امین امینیان در تماس با سئحراما تأکید کرد: «طبق قانون؛ تمام انتصابات در شهرستان‌ها باید با هماهنگى بین مدیرکل و فرماندار انجام شود».

امینیان تصریح کرد: برای انتصاب رشید نظمی به عنوان مدیر جهاد کشاورزی شهرستان خداآفرین هیچ‌گونه هماهنگی با فرماندار انجام نشده و وی این انتصاب را غیر قانونی می‌داند.

به گزارش سئحراما فرماندار خداآفرین تأکید کرد: بر اساس ماده‌ی ۱۰ مصوبه‌ی شرح وظایف استانداران و فرمانداران (مصوب شورایعالی اداری۱۳۷۷)، «رؤسا و مسؤولین ادارات موضوع ماده ۸ در شهرستان با هماهنگی فرماندار منصوب می‌شوند».

بر اساس این گزارش؛ ماده‌ی ۸ این مصوبه‌ی قانونی نیز می‌گوید: «نصب مدیران کل و یا بالاترین مقامات اداری، مدیران پروژه‌های ملی، بالاترین مقام نهادهای انقلاب اسلامی، فرماندهان نواحی و مناطق نیروهای انتظامی و مدیران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط وزراء یا بالاترین مقام دستگاه ذی‌ربط با هماهنگی استاندار صورت می‌گیرد».

۱۴ دیدگاه‌ها

  1. باش تا صبح دولتت بدمد
    این مصراع که از کمال الدین اصفهانی شاعر قرن هفتم هجری است، در مواردی بکار می‌رود که آدمی‌به آثار و نتایج نهایی اقدامات خود که شمه ای از آن بروز و ظهور کرده باشد به دیده تأمل و تردید بنگرد. در آن صورت مصراع بالا را بر زبان می‌آوردند، تا مخاطب به فرجام کارش با نظر اطمینان و یقین نگاه کند. این مصراع بر اثر واقعه تاریخی زیر به صورت ضرب المثل درآمده است.
    کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین اصفهانی از شاعران نامدار و آخرین قصیده سرای بزرگ ایران در قرن هفتم هجری است. چون در خلق معانی تازه و مضامین بکر دقت و باریک اندیشی داشت به “خلاق المعانی” معروف گردیده است.
    در عصر و زمان کمال، اوضاع داخلی و اجتماعی اصفهان بر اثر اختلافات مذهبی، شافعیه و حنفیه به قدری مغشوش و ناامن بود که این شاعر حساس را به ستوه آورده نقل می‌کنند که اصفهانیها را با این دو بیتی نفرین کرده است:
    ای خداوند هفت سیاره پادشاهی فرست خونخواره

    عدد مردمان بـیـفـزایـد هر یکی را کند دو صد پــاره
    از قضای روزگار، نفرین کمال به هدف اجابت نشست و به چشم خویش دید که سربازان مغول در سال ۶۳۳ هجری شافعیه و حنفیه، هر دو را تمامی ‌کشتند و آن شهر را که تا این تاریخ از دستبرد آن قوم خونریز محفوظ مانده بود، با خاک برابر کردند. کمال در آن باب چنین گفت:
    کس نیست که تا بر وطن خود گرید بر حال تباه مردم بد گرید

    دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود امروز یکی نیست که بر صد گرید
    بعد از واقعه قتل عام اصفهان، کمال الدین اصفهانی در خانقاهی که جهت خود در بیرون شهر ترتیب داده بود، گوشه عزلت گرفت و دو سال در آن خانقاه به سر برد و اهل شهر و محلات به جهت احترام و اعتمادی که نسبت به کمال الدین داشتند “رخوت و اموال را به زاویه او پنهان کردند و آن جمله در چاهی بود در میان سرای، یک نوبت مــغــول بـچـه ای کمان در دست به زاویه کمال درآمده سنگی بر مرغی انداخت، زه گیر از دست او بیفتاد، غلطان به چاه رفت. به طلب زه گیر سر چاه را بگشادند و آن اموال بیافتند و کمال را مطالبه دیگر اموال کردند تا در شکنجه هلاک شد.”

    باری به طوری که اهل ادب و تحقیق می‌دانند، همان طوری که امروزه از دیوان خواجه شیراز فال می‌گیرند، قبل از آنکه صیت شهرت حافظ در مناطق پارسی زبان به اوج کمال برسد، ایرانیان و پارسی زبانان از دیوان کمال الدین اصفهانی که قدمت و تقدم شهرت داشت، فال می‌گرفتند و حتی بعد از مشهور شدن حافظ نیز اگر احیاناً دیوانش در دسترس نبود مانعی نمی‌دیدند که دیوان کمال را به منظور تفأل مورد استفاده قرار دهند، کما اینکه در آن تاریخ که خبر قیام شاه عباس کبیر و حرکت وی از خراسان به سمت قزوین (پایتخت اولیه سلاطین صفوی) در اردوی پدرش سلطان شایع شد، سران قوم و همراهان سلطان محمد برای اطلاع و آگاهی از عاقبت کار و سرانجام مبارزه پدر و پسر که یکی به منظور از دست ندادن تاج شاهی و دیگری به قصد جلوس بر تخت سلطنت ایران فعالیت می‌کرده اند دست به تفأل زدند و از دیوان کمال اصفهانی که در دسترس بود یاری جستند. اسکندر بیک منشی راجع به این واقعه چنین نوشته است:

    «… بالجمله چون این خبر سعادت اثر در اردو شایع گشت، همگان را موجب استعجاب می‌گردید تا غایت در دودمان صفوی چنین امری وقوع نیافته بود. راقم حروف از صدراعظم قاضی خان‌الحسینی استماع نمودم که در سالی که نواب سکندر شأن در قراباغ قشلاق داشت، خواجه ضیاءالدین کاشی مشرف آلکساندرخان به اردو آمده بود، از من سؤال نمود که: “خبر پادشاهی شاهزاده کامران در خراسان وقوع دارد یا نه؟” من در جواب گفتم که: “بلی، به افواه چنین مذکور می‌شود، اما هنوز به تحقق نپیوسته”. دیوان کمال اسماعیل در میان بود، خواجه مشارالیه، احوال شاهزاده را از آن کتاب تفأل نمود، در اول صفحه یمنی این قطعه برآمد:

    خسرو تاجبـخــش و شـاه جـهـان/ کـه ز تـیـغـش زمـانـه بـر حـذرست
    تـحـفــه چــرخ سـوی او هــر دم / مـــژده فـتــح و دولــت دگــرســت
    رأی او پـیـر و دولـتـش بــرنـاست/ دست او بحر و خنجرش گهرست
    آسمان دوش با خـــرد می‌گـفـت/ که به نزدیک ما چنین خبر اســت
    که بگـیـرد به تـیـغ چون خورشید / هر چه خورشید را بر آن گذر است
    خردش گفت، تـو چــه پـنـداری / عرصـه مـلـک او هـمـیـن قـدرست؟
    نه، کـه در جـنـب پـادشـاهی او/ هـفـت گـردون هـنـوز مـخـتـصـرت
    بـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد / کـایـن هـنـوز از نـتــایـج سـحر است»
    چنانکه می‌دانیم پیشگویی کمال در قطعه بالا به تحقق پیوست و سلطان محمد در ذیقعده سال ۹۹۶ هجری که ماده تاریخ آن به حروف ابجد “ظل الله” می‌شود در قزوین تاج شاهی را بر سر پسرش عباس میرزا گذاشت که به شاه عباس موسوم گردید و مصراع مورد بحث از آن تاریخ و به سبب همین واقعه بر سر زبانها افتاده، صورت ضرب المثل پیدا کرده است.

  2. آفرین بر فرماندار لایق و کاردان خداآفرین ای کاش آقای بابایی هم یاد میگرفتن از معاون سابقشون

  3. به به حال کردم دمش گرم فرماندار به این میگن، نماینده عالی دولت باید مثل مهندس امینیان اقتدار داشته باشد، نه این که مثل فرمانداران سابق برای بقا در سمت به نماینده میدان دهد، انتقادش بجاس احسن به غیرتت

  4. افسوس به آقای مهری رئیس سازمان جهاد که خودش رو اصلاح طلب معرفی کرد و دروغگو از آب درآمد مدیر موفق اصلاح طلب و کارشناس ارشدی مثل عالیپور رو برداشت و پیرمرد دیپلم اصولگرا رو جایگزین کرد تا از مزایای مدیریت و مناطق مرزی و محروم استفاده کند آفرین بر امینیان عزیز که دندان طمع این اصلاح طلب نما رو کند

  5. اصلاح طلبان به داد اصلاحات برسند رئیس سازمان جهاد کشاورزی داره چی کار می کنه مثل اینکه زیرآبی رفتن مد روزه
    تغییر مدیر جهاد کشاورزی مذموم و محکوم است چرا که کارشناس ارشد اصلاح نباتات و مدیر لایق و جوان و اصلاح طلب حذف و دیپلم اصولگرا جایگزین شد آقای مهری باید پاسخگو باشند

  6. خیلی عجیبه.من ۳۰ سال دارم،و اولین باره یادم می آد که تو منطقه ما هم مسئولی در مقابل قانون شکنی اعتراض بکنه.واقعا خیلی عجیبه!!!!!!!!

  7. سلام آقا سبحان اولاً این آقای عالی پور از کی اصلاح طلب شده من نمی دانم چون در موقع انتخابات ریاست جمهوری رئیس ستاد دکتر ولایتی بود و مخالف آقای دکتر روحانی ثانیاً در بحث مدیریتی بنده بعنوان یک خداآفرینی از نزدیک لمس کرده ام که گروه باز ی و فامیل بازی در جهاد کشاورزی غوغا می کرد.

  8. در مورد انتصابات خداآفرین بهتر است خدمتتان عارض بشم بحث سر اصلاح طلب یا اصولگرا بودن نیست بلکه تلاش و دست و پازدن بر سر حفظ مدیران گاهاًنالایق فتحی پوری است و عضو حزب باد هستند. و فوراً به طرف هر جریانی که برنده شد چرخش پیدا می کنند. و الا آقای عالی پور که رئیس ستاد ولایتی بود. اگر دعوا سر جریاینات سیاسی بود بخشداران نالایق احمدی نژادی و فتحی پوری بعد از گذشت سه سال از عمر دولت روحانی بر سر مسند نبودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت − 3 =

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: