صفحه‌ی اول » اخبار منطقه‌ی قره‌داغ » اخبار کلیبر » پروانه‌ی ساختِ سارای را فرماندار کلیبر صادر کرده است!

پروانه‌ی ساختِ سارای را فرماندار کلیبر صادر کرده است!

یک عضو شورای اسلامی شهر کلیبر که وعده‌ی داده بود؛ چنان‌چه؛ انتخابات هیأت رییسه‌ی شورای اسلامی شهر کلیبر تا روز پنج‌شنبه برگزار نشود، در باره‌ی «معامله»ها، «حرف‌های ناگفته» و «دست‌های پنهان»ی که شورای اسلامی شهر کلیبر را مدیریت می‌کنند، افشاگری خواهد کرد، دقایقی پس از پایانِ مهلت اعلام شده در گفت‌وگو با کلیبرخبر، یکی از منابع خود در باره‌ی «معامله»ها و «مسایل پشت پرده» را «جلیل اصغری» معرفی کرده و گفته است: شماره تلفن کلیبرخبر را به وی داده تا در مورد «پشت پرده‌ها و معامله‌ها» گفت‌و‌گو کند.

فرهنگ و اصالت آذربایجان را در «سارا» به تصویر کشیده‌ایم/ فیلمی برای شناساندن جاذبه‌های گردشگری کلیبربه دنبال این اتفاق، در کانال تلگرامی سئحراما، جلیل اصغری را معرفی کردیم. و نوشتیم که وی آخرین بار در کلیبر «فیلم کوتاه سارای» را جلوی دوربین برده است. همچنین نوشتیم که اصغری، برای تولید این فیلم از بخش خصوصی دستِ کم یک‌صد میلیون ریال دریافت کرده است. این مبلغ، غیر از آن مبالغی است که وعده شده بود، به وی پرداخت خواهد شد.

جلیل اصغری به دنبال انتشار این خبر با کلیبرخبر تماس گرفته و آن را تکذیب کرده بود.

کلیبرخبر در کانال تلگرامی خود نوشت؛

جلیل اصغری:
اظهارات سئحراما در مورد این که سارای مجوز تولید نداشته و بدون مجوز تولید از سوی ارشاد تولید شده است، صحت ندارد.
وی به کلیبرخبر گفته بود: این فیلم با مجوز شماره ۵/۱۱۱۳۸ تولید شده و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در نامه شماره ۵/۹۵/۲۰۰/۱۱۱۹۸ به نیروی انتظامی استان و در نامه شماره ۵/۹۵/۲۰۰/۱۱۲۰۹ به مدیرکل میراث فرهنگی و نامه شماره ۵/۹۵/۲۰۰/۱۱۲۰۹ به فرماندار کلیبر خواستار همکاری آنها برای تولید این فیلم کوتاه شده است.
اصغری با بیان این که «در مورد وعده یکی از اعضای شورا هم توضیحاتی ارایه خواهم کرد»، این را هم گفته بود که؛ جمع مبلغ دریافتی ما در کلیبر ۷ میلیون تومان بوده است نه یکصد میلیون ریال.

انتشار این خبر، ما را بر آن داشت تا از این فیلم‌ساز با تجربه‌ی آذربایجان شرقی تقاضا کنیم (این‌جا) که تاریخ دریافت مجوز و آغاز و پایان تصویربرداری سارای را نیز اعلام کند. که وی با سئحراما تماس گرفت تا گفت‌وگوی زیر انجام شود:

برای ساخت سارای، از فرمانداری و شهرداری از من دعوت کرده بودند.
روابط عمومی شهرداری کلیبر به مدت ۶ ماه پیگیر اعلام آمادگی من برای تولید فیلمی برای معرفی کلیبر بود.
قرارداد نداشتیم؛ به من گفتند: بیا فیلم را تولید کن، پرداخت هزینه‌ی آن از سوی شهرداری را در شورا تصویب می‌کنیم.
برای ساختِ سارای از من دعوت نکردند؛ خودم به آقای فرماندار مراجعه کردم!
تولیدِ کلیپ، مجوز نمی‌خواهد!
پروانه‌ی ساختِ سارای را فرماندار کلیبر صادر کرده است!
من مدرس دانشگاه هستم؛ تیزر نیاز به مجوز ندارد.
برای اولین بار در جمهوری اسلامی ایران، برای یک نماهنگ پروانه‌ی ساخت صادر شد.
آمدیم کار خیر انجام بدهیم اما دیدیم؛ پشت این کار خیر، مسایل پشت پرده‌یی وجود دارد!
فرماندار به من گفت: هزینه‌ی تولید سارای را از کجا پرداخت کنیم، گفتم به شهرداری تکلیف کنید.
رییس شورا گفت: ۱۰ میلیون تومان شهرداری به تو می‌دهد، ۲ میلیون تومان هم از جیب خودم می‌دهم!
به من گفتند؛ به خاطر نفوذی که روی رضا مهدی‌زاده داری، کاری کن در انتخابات هیأت رییسه‌ی شورا به امین کلیبر رأی بدهد.
فرماندار مدیر عالی شهرستان است و هر تصمیمی می‌تواند بگیرد!
من نه صهیونیست هستم، نه یهودی و نه ضد انقلاب! در انقلابی بودن از همه‌ی شما انقلابی‌ترم! من تهیه‌کننده‌ی سریالِ فریادِ سنگ هستم…
شما با خود جلیل اصغری گفت‌وگو می‌کنید! حرف‌های من همه مستند است!

جلیل اصغری: بابت تماس دیر هنگامم عذرخواهی می‌کنم؛ الآن دوستانم در کلیبر با من تماس گرفتند که در باره‌ی فیلم سارای خبری گذاشته‌اید که این فیلم از ارشاد مجوز ندارد. اما باید بگویم که فیلم ما پروانه‌ی ساخت دارد. نامه‌های مختلف مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به مدیر کل میراث فرهنگی، فرماندهی انتظامی استان و فرماندار کلیبر هم هست. خبر شما باعث شد من آن‌ها را منتشر کنم. خبر شما کذب محض است و نامه‌های مختلف فرماندار کلیبر هم خطاب به دستگاه‌های شهرستان کلیبر هست که دستور همکاری داده است.

من در اولین فرصت مصاحبه‌یی انجام خواهد داد؛ شورا و شهرداری کلیبر اول به من قول دادند که ۱۰ میلیون تومان کمک خواهند کرد، رییس شورا گفت؛ دو میلیونتومان هم از جیب خودم پرداخت می‌کنم. نهایتاً دو روز بعد، از من خواهشی داشت که به سبب نفوذی که روی رضا مهدی‌زاده داری، رأی او را تغییر بده و کاری بکن که در انتخابات هیأت رییسه به من رأی بدهد.

سئحراما: در جریان این حرف‌ها هستم. خبرهایی در این مورد پیش‌تر در سطح شهر منتشر شده است. 

جلیل اصغری: ما فیلم‌سازیم آقای پورحسینقلی! بالأخره از قانون سر در می‌آوریم، به سیاست ورود نمی‌کنیم. برای همین سرمان به کار خودمان بود. کارمان را ادامه دادیم تا این که بودجه‌مان تمام شد؛ به جایی رسیدیم که برای خرید نان خالی هم پول نداشتیم.

من به دعوت آن‌ها آمده بودم برای تولید این فیلم در کلیبر…

سئحراما: برای ساخت سارای در کلیبر از شما دعوت کرده بودند؟

جلیل اصغری: بله! از فرمانداری، شهرداری،… روابط عمومی شهرداری کلیبر به مدت ۶ ماه من را از پا در آوده بود و پی‌گیر این بود که آقای اصغری بیا و برای کلیبر چنین فیلمی بساز.

نهایتاً من آمدم طبق قانون و قرارداد…

سئحراما: مبلغ قراردادتان چقدر بود؟

جلیل اصغری: ما با شهرداری قرارداد نداشتیم!

سئحراما: خودتان فرمودید با دعوت شهرداری و طبق قرارداد…

جلیل اصغری: نه! نه! آن‌ها به ما گفتند که پرداخت هزینه‌ی تولید فیلم توسط شهرداری را در شورا تصویب می‌کنیم. منتها انتخابات هیأت رییسه با تصویربرداری من هم‌زمان شد و مصوبه‌شان به تأخیر افتاد. در روزهای آخر من دیدم که این‌ها زدند زیر حرف‌شان! به شهرداری گفتند که این فیلم مجوز ندارد. نهایتاً آقای امین کلیبر در حیاط شهرداری و در جمع همکارانم به من گفت؛ آقای اصغری! قرار بود شهرداری و شورا از شما ۱۰ میلیون تومان حمایت کند. گفته بودم دو میلیون تومان هم خودم نقداً به شما پرداخت می‌کنم. اما شما در مورد تغییر رأی آقای مهدی‌زاده به من قول داده بودی که نتوانستی به قولت عمل کنی! پس معذوریم!

سئحراما: شما چه ارتباطی با آقای مهدی‌زاده دارید؟ چرا و چه عجب که روی این عضو شورا تا این حد نفوذ دارید؟

جلیل اصغری: چی دارم؟

سئحراما: نفوذ! نفوذی که شما روی آقای مهدی‌زاده دارید، به خاطر چیست؟ چرا آن‌ها فکر کردند که شما روی آقای مهدی‌زاده نفوذ دارید؟ خودتان چنین چیزی گفته‌اید؟!

جلیل اصغری: هیچ نفوذی ندارم…

سئحراما: پس چرا آن‌ها چنین بحثی را مطرح کردند؟

جلیل اصغری: چون آقای مهدی‌زاده به لحاظ حس ناسیونالیسیتی که دارد و چند روز با ما همکاری کرد، برای ما خرید می‌کرد و…

سئحراما: جناب اصغری! – با عذرخواهی از صراحت‌کلامم – حالا چرا من نباید فکر کنم که شما چون نتوانسته‌اید از شهرداری پولی دریافت کنید، و با اطلاعی که از اختلاف بین اعضای شورا دارید، این حرف‌ها را به من می‌گویید؟

جلیل اصغری: چون من اسنادی در اختیار داریم، من تصاویری در اختیار دارم که آقای شهردار و امین کلیبر…

سئحراما: من الآن می‌بینم که کلیبرخبر قسمتی از آخرین خبرش را که گفت‌وگوی شما بود، اصلاح کرده و بندهایی هم به آن افزوده. آیا این مستنداتی که به کلیبرخبر داده‌اید و این مستنداتی که می‌فرمایید از شهردار و رییس شورای اسلامی شهر کلیبر دارید، از یک جنس هستند؟ چون در باره‌ی پروانه‌ی ساخت فیلم‌تان، من به طور کامل در جریان هستم!

جلیل اصغری: نه!

سئحراما: شما تصویربرداری فیلم‌تان را کی تمام کردید؟

جلیل اصغری: هفته‌ی گذشته!

سئحراما: هفته‌ی گذشته، یعنی چندم شهریورماه؟

جلیل اصغری: تاریخِ دقیقِ تصویربرداری را دقیقاً به خاطر ندارم. باید به آفیش‌ها نگاه کنم.

سئحراما: تا آن‌جایی که من به خاطر دارم، شما در هفته‌ی اول شهریورماه تصویربرداری را به پایان برده‌اید در حالی که پروانه‌ی ساخت هم نداشتید!

جلیل اصغری: ببخشید! در مورد مجوز، فصل‌الخطاب، فرماندار شهرستان است!

سئحراما: نفرمایید جناب اصغری! فصل‌الخطابِ همه‌ی ما قانون است!

جلیل اصغری: قانون هم این را می‌گوید که برای معرفی یک شهر، برای تولید یک نماهنگ برای اولین بار در ایران پروانه‌ی ساخت صادر شده است. من عمداً این کار را کردم و گفتم نماهنگ بنویسند چون که می‌دانستم چنین اتفاقاتی خواهد افتاد!

من هفده سال است که در این شغل هستم، جناب پورحسینقلی عزیز! هیچ‌وقت برای تیزر و نماهنگ پروانه‌ی ساخت صادر نمی‌شود! بر اساس مکاتبات اداری، سفارش دهنده، نامه می‌زند به نیروی انتظامی و ادارات ذی‌ربط و از آن‌ها می‌خواهد که همکاری کنند.

«سارای» یک کلیپی بود که بنا به درخواست، آماده می‌شد تا در جشنواره پخش شود!

سئحراما: جناب اصغری! تیزر تعریف دارد، نماهنگ تعریف دارد و فیلمِ کوتاه هم تعریف دارد؛ در مورد درخواست هم من شما را درک نمی‌کنم! شما در کارتان حرفه‌یی هستید، من برای شما احترام قایل‌ام؛ به عنوان دو آدم حرفه‌یی نمی‌توانیم این بحث را ادامه بدهیم. تیزرتان در کجا قرار است پخش بشود؟

جلیل اصغری: در هر جایی ممکن است پخش شود؛ در تلویزیون‌های شهری، پرده‌های سینما، شبکه‌ی خانگی و تلویزیون.

سئحراما: خب! آن وقت، مجوز نمی‌خواهد؟

جلیل اصغری: تیزر یعنی آگهی آقای پورحسینقلی! من مدرس دانشگاه هستم…

سئحراما: خب! برگردیم به ادامه‌ی فرمایش‌تان که گفتید از شما دعوت شد تا برای تولید فیلمی برای معرفی کلیبر تشریف بیاورید…

جلیل اصغری: ساعت یک شب به من گفتند که آقایی آمده با خودروی سمند و شما را می‌خواهد. رفتم تا ببینم کیست و چه‌کار دارد؟ گفت: من فرزاد امین کلیبر هستم؛ روابط عمومی شهرداری کلیبر! لطف کنید و فیلمی هم در باره‌ی کلیبر و معرفی آن کار کنید. من هم گفتم به روی چشم!

من دوربین حرفه‌یی‌ام را برداشتم و آمدم کلیبر که کار خیری انجام بدهم. اما دیدم که نه‌خیر! پشت این کار خیر، مسایل پشت پرده‌یی وجود دارد.

خوش‌بختانه، خوش‌بختانه، خوش‌بختانه! ما از شهرداری حمایتی نگرفتیم. در تولید فیلم‌مان لطمه دیدیم، در هزینه‌ها به مشکل برخوردیم. حتا چنین شد که همه را بر علیه ما شوراندند که مجوز ندارید!

همه‌ی این‌ها در حالی‌ست که مجوز برای ساختِ فیلم‌های سینمایی و فیلم‌های غیر سینمایی ۹۰ دقیقه‌یی است و فقط برای این گونه فیلم‌ها پروانه‌ی ساخت صادر می‌شود. ولی برای تولید تیزر، کیلیپ و نماهنگ فقط از طریق مکاتبات بین ادارات هماهنگ می‌شود.

با این حال، ما که دیدیم این‌ها دست‌بردار نیستند، آمدم اداره‌ی ارشاد و توضیح دادم که چنین مسأله‌یی داریم و امروز برای اولین بار در جمهوری اسلامی ایران، برای یک نماهنگ، پروانه‌ی ساخت صادر شده است! به خاطر اطلاعات غلطی که به آقای دهقان‌پور (رییس اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیبر) داده بودند!

به دهقان‌پور گفتم: برادر من، تو برداشته‌یی به نیروی انتظامی نامه زده‌یی که جلوی کار من را بگیرند. من نه صهیونیست هستم، نه یهودی و نه ضد انقلاب! در انقلابی بودن از همه‌ی شما انقلابی‌ترم! من تهیه‌کننده‌ی سریالِ فریادِ سنگ هستم…

سئحراما: حالا…

جلیل اصغری: من به شهردار و شورا زنگ زدم و به ایشان گفتم که حرفه‌ی سینما را ترک خواهم کرد؛ چطور فیلم‌سازی که مکاتباتش درست، همه‌چیزش درست بود، به خاطر برنگرداندن رأی رضا مهدی‌زاده، این بلاها را سرش می‌آورید؟

سئحراما: خب؟!

جلیل اصغری: اوایل تمام امکانات را در اختیارِ ما گذاشته‌بودند اما بعدها دیدیم که قضیه فرق کرد!

سئحراما: پایان تصویربرداری…

جلیل اصغری: قبلاً در خبرها اعلام کرده‌ام. مجوزم را هم آقای فرماندار صادر کرده بود! قبل از فیلم‌برداری هم صادر کرده بود…

سئحراما: مجدداً می‌پرسم؛ صدور پروانه‌ی ساخت فیلم از اختیارات فرمانداران است؟

جلیل اصغری: فرماندار مدیر عالی شهرستان است و هر تصمیمی می‌تواند بگیرد!

سئحراما: فرماندار فیلم‌نامه‌ی شما را خوانده بود؟

جلیل اصغری: بله! من فیلم‌نامه‌ام را هم به ایشان داده بودم هم به جشنواره. به شورای تصویب فیلم‌نامه هم داده بودم. این‌ها که به شما می‌گویم؛ جناب پورحسینقلی! شما با خود جلیل اصغری گفت‌وگو می‌کنید! حرف‌های من همه مستند است!

سئحراما: خب!

جلیل اصغری: شاید دو نفر بگویند سارای مجوز ساخت ندارد اما همین الآن پروانه‌ی ساخت رو کردم. به محض دیدن خبر شما پروانه‌ی ساخت سارای را رو کردم. چون می‌دانستم چنین اتفاقی خواهد افتاد.

در واقع شما باعث شدید که روی یک نماهنگ، نام فیلم مستقل بگذاریم!

سئحراما: شما…

جلیل اصغری: مجدداً می‌گویم؛ قانون وجود دارد که تولید تیزر، مجوز نمی‌خواهد. قانون و ماده دارد…

سئحراما: بالأخره نماهنگ یا تیزر، سارای کدام یکی از این‌هاست؟

جلیل اصغری: من دلم به حالِ کلیبر سوخت! گفتم برای جشنواره فیلمی با ساختار معرفی کلیبر بسازم. آمدیم نامه‌یی نوشتیم به آقای فرماندار و فرماندار هم بر این اساس نامه زد به تمامی ادارات و نوشت که: «به دلیل ضیق وقت تا شروع جشنواره‌ی فیلم کوتاه عشایری و روستایی کلیبر، نهایت همکاری را با این فیلم‌ساز بکنید».

من دردم این است؛ فیلم‌نامه‌ی من برای حضور در جشنواره ارسال شده بود. آن را سلیقه‌یی کنار گذاشتند.

من برای جشنواره، دو فیلم هم داده بودم؛ «تبریز» و «جلفا». برای فیلم تبریز ایراد گرفتند که مغایر آیین‌نامه‌ی جشنواره که موضوع آن محدود و عشایری و روستایی است، می‌باشد. حالا این درست، چون موضوع فیلم تبریز، شهری است. در مورد فیلم‌نامه هم گفته‌اند که در حال ساخت است، این هم درست است. اما در موردِ جلفا، نه! این را هم سلیقه‌یی کنار گذاشته‌اند.

سئحراما: بر چه اساسی می‌گویید سلیقه‌یی کنار گذاشته‌اند؟

جلیل اصغری: چون سلیقه‌یی است دیگر!

سئحراما: به سلیقه چه کسی یا کسانی فیلم شما را به جشنواره راه نداده‌اند؟ به سلیقه‌ی کلیبری‌ها؟

جلیل اصغری: نه! استغفراله! امین کلیبر که عضو هیأت انتخاب نیست.

سئحراما: من لیست پنج نفره‌ی هیأت انتخاب را این‌جا روی میز کارم دارم. آقایان طاهری‌فرد، بلندی،…

جلیل اصغری: همه‌شان را می‌شناسم. همه‌ی آن‌ها دوستان و همکارانِ من هستند…

سئحراما: این افراد فیلم‌نامه و فیلم‌های شما را کنار گذاشته‌اند؟ یا از خارج هیأت انتخاب…

جلیل اصغری: ببینید؛ دبیر اجرایی، آیین‌نامه‌ی جشنواره را برای‌شان خوانده و گفته که فیلم‌های من مغایر این آیین‌نامه‌اند!

سئحراما: جناب اصغری! سیاست ما در سئحراما، حمایت از کارهای فرهنگی و هنری است. از تولید هر اثری هم که در این شهرستان اتفاق می‌افتد، به سهم خود، حمایت می‌کنیم. مایل‌ام که بحث حق و حقوق شما را پیگیری کنیم. شما می‌فرمایید که با دعوت شهرداری تشریف آوردید…

جلیل اصغری: با دعوت شهرداری نه! من مراجعه کردم به آقای فرماندار و گفتم که شما دارید جشنواره‌یی برگزار می‌کنید…

سئحراما: شما فرمودید که به دعوت شهرداری تشریف آوردید، حتا از روابط عمومی شهرداری هم اسم بردید. من اشتباه نشنیده‌ام…

جلیل اصغری: ما مراجعه کردیم به آقای فرماندار و گفتیم فیلم‌نامه‌یی داریم…

سئحراما: پس دعوت شهرداری؟!

جلیل اصغری: نه! شهرداری از ما دعوت نکرده!

سئحراما: خودتان فرمودید روابط عمومی شهرداری به شما مراجعه کرده و ۶ ماه به دنبال شما بوده…

جلیل اصغری: نه! روابط عمومی از ماه رمضان پی‌گیر بود؛ دقیقاً دارم به شما زمان می‌دهم…

سئحراما: خب! خیلی چیزها عوض شد در این آخر گفت‌وگو…

جلیل اصغری: من به آقای فرماندار مراجعه کردم و گفتم؛ فیلم‌نامه‌مان آماده است. شما هم که زیرساخت‌های جشنواره را فراهم کرده‌اید… فرماندار گفت؛ هزینه‌اش را از کجا تأمین کنیم و از کجا پرداخت کنیم؟  گفتم: شما می‌توانید به شهرداری تکلیف کنید! بخشی از هزینه‌ها را هم من از بخش خصوصی دریافت می‌کنم.

فرماندار گفت: بسم‌اله! برو شروع کن! نامه‌هایم را داد و من هم رفتم کار را شروع کردم.

جناب پورحسینقلی! برای کاشتن دوربین حرفه‌یی اگر مجوز نداشته باشی، سرگرد می‌آید گوشت را می‌کشد! من هیچ‌وقت چنین کار خامی انجام نمی‌دهم؛ نام من حدأقل در پروانه‌ی ساخت ۲۰ فیلم قید شده است. کلی تجربه دارم. داخل و خارج کشور کلی کار کرده‌ام. حرف من این است که شهرداری از تولید فیلم باید حمایت کند. اما چون رأی رضا مهدی‌زاده را تغییر نداده‌ایم به ما گفتند؛ تشریف ببرید! از پول خبری نیست!

و یک انگ هم به ما زدند که فیلم‌تان مجوز ندارد!

سئحراما: خیلی خب!

جلیل اصغری: آقای اله‌قلی‌زاده هم بنده خدا کلی پیگیر موضوعِ ما بود، به او هم آن‌قدر اطلاعاتِ غلط دادند که او هم احساس کرد ما بدون مجوز کار می‌کنیم…

سئحراما: خیلی خب! جناب اصغری از آشنایی با شما خوش‌وقت شدم و بابت این تماس که بسیار روشنگرانه و مفید بود، سپاس‌گزارم. به من اجازه بدهید از همکاران‌ام بخواهم که متن این گفت‌وگو را که طولانی هم شده، پیاده کنند. در صورت لزوم مجدداً با شما تماس خواهم گرفت.

جلیل اصغری: بله! من با آقای اله‌قلی‌زاده تماس گرفتم، مجوزهایم را برایش فرستادم و گفتم که؛ یعنی چی؟ کار به این خامی و شیربرنجی که نمی‌شود! من سابقه‌ی ۱۷ ساله‌ام را که به خاطر تولید یک فیلم برای کلیبر، هزینه نمی‌کنم.

عذرخواهی می‌کنم، چون همکار هستیم این را از شما می‌خواهم؛ یک بار اسم من را گوگل کنید، ببینید من کی‌ام!

سئحراما: من با شما و کارهای‌تان آشنا هستم جناب اصغری… حالا چون این گفت‌وگو طولانی هم شده، به من اجازه بدهید خداحافظی کنم و اگر بیدار هستید تا یک ساعت دیگر که تنظیم این گفت‌وگو طول می‌کشد، اگر لازم شد با شما تماس بگیرم!

جلیل اصغری: باشه.

سئحراما: خدا نگهدار…

پیوست خبر

به گزارش سئحراما؛ سارای، عنوان آخرین اثرِ جلیل اصغری است. وی در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۵ در گفت‌وگو با آناج، از تولید این اثر با عنوان «فیلمِ کوتاهِ داستانی» یاد کرده و در تاریخِ ۶ شهریور هم از پایانِ تولید آن خبر داده است.

بر اساس این گزارش؛ پس از جنجالی که مسایل مالی و اخلاقی تولید این اثر در کلیبر ایجاد کرد؛ با برخی مساعدت‌ها از ادامه‌ی فعالیت برای تولید آن جلوگیری نشد اما دریافت پروانه‌ی ساختِ آن در روزِ ۱۳ شهریور اتفاق افتاد. یعنی دقیقاً یک هفته پس از پایانِ تولید!

باید دید؛ واکنش اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی که امضای مدیرکل آن زیر پروانه‌ی ساخت یک اثر تولید شده قرار گرفته است، چیست؟!

جلیل اصغری، اینک از این «فیلمِ کوتاهِ داستانی» با عنوان‌هایی مثلِ تیزر و کلیپ (نماهنگ) یاد می‌کند و سعی دارد «انگ تولید بدون مجوز» را به اختلافِ بین اعضای شورای اسلامی کلیبر نسبت بدهد. در حالی که تولید اثر یاد شده، دقیقاً بدون پروانه‌ی ساخت در زمان تولید!، و با مسامحه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاه‌های مسؤول صورت گرفته است. اگر بپذیریم که «سارای» از ابتدا «فیلمِ کوتاهِ داستانی» نبوده و فقط یک کلیپ بوده است و رسانه‌هایی مثل آناج به دروغ از زبان کارگردان و نویسنده‌ی آن، چنین نوشته‌اند، پس این سند را که به صراحت قید شده است؛ اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان شرقی، مرجع صدور پروانه‌ی ساخت برای کلیپ (نماهنگ) است و برای صدور این پروانه هم ابتدا باید فیلم‌نامه‌ی آن را دریافت کند، چگونه توجیه کنیم؟!

سئحراما؛ با آرزوی موفقیت برای همه‌ی هنرمندان عزیز، و با احترامِ بسیار ویژه به شعورِ مخاطبانِ خود و تعهد به پایبندی برای حراست از آن، آماده‌ی انتشار پاسخِ این هنرمندِ با تجربه‌ی آذربایجان شرقی و همین‌طور اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

مجوز تولیدِ سارای که در تاریخِ 13 شهریورِ 1395، یعنی یک هفته پس از پایان تصویربرداری آن صادر شده است!
مجوز تولیدِ سارای که در تاریخِ ۱۳ شهریورِ ۱۳۹۵، یعنی یک هفته پس از پایان تصویربرداری آن صادر شده است!
پرتال اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، کلیپ را هم فیلم کوتاه، و مستلزم صدور پروانه‌ی ساخت می‌داند و شرط می‌کند که متقاضی باید بتواند طرح مستند یا فیلم‌نامه‌ی داستانی و فیلم‌نامه‌ی کلیپ ارائه دهد!
پرتال اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، کلیپ را هم فیلم کوتاه، و مستلزم صدور پروانه‌ی ساخت می‌داند و شرط می‌کند که متقاضی باید بتواند طرح مستند یا فیلم‌نامه‌ی داستانی و فیلم‌نامه‌ی کلیپ ارائه دهد!

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × 4 =

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: